-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
سلام ای هـشتمین گـنجینۀ نور خدادادی درود ای رحمت محض خدا بر هرچه آبادی سلام ای حضرت خورشید؛ ای دریا؛ چه میگویم؟ عجب اوصاف پائینی؛ ز امر حق تویی هادی به سویت کعبه محرم؛ قبله هم سجاده اندازد فدایت قـبلۀ هـفـتم؛ که دینم را تو بنـیادی شما حصن حصین؛ کهف الوری و مهبط الوحیی فؤادی بر جهان شیعه و مقصود اوتادی حریمت رشک جنّت؛ انقلابی داری از جنسِ غدیر و کوثر و جمهوری و قدس و گهرشادی رهاییِ جدا از تو؛ یقینا اصل زندانیست به لطف خود اسیرم کن میان صحن آزادی حریمت طور؛ یا عرش است یا جنت؟ که هر لحظه خدا را میتوان با چشم دل دیدن در این وادی عجب فخری کند جبریل از دربانی کویت! شما هم چون علی دارید بر او حق استادی تو ثابت کردهای بی اذنتان ابری نمیبارد شما فرمانروای ابر و خورشید و مه و بادی الا ای هـشتمین تـفـسیر ناب آیـۀ تطهـیر تویی حبل المتین و بهترین الگوی عُبّادی تو روح آیـۀ لا تَـقْـنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِی به نفس سرکشم جانا؛ لگام از مهر بنهادی حدیث سلـسله گـفـتی و با شرط قبول آن زدی بر شبه توحید بنیالعباس؛ فـریادی به شیر پرده جان بخشیدی از اعجاز چشمانت ندیده چشم گیتی برتر از این؛ هیچ رخدادیی دل فولاد را هم مهرتان نرم و خدایی کرد که دارد جز تو اینگونه مشبک های فولادی؟! ندیدم نا امـید از درگهت هرگز گرفتاری غمین آید حرم؛ هنگام رفتن مملو از شادی رئوفی بر همه همچون خدایت؛ ای خدای مهر دهی حاجات هر پیر گنهکاری و نوزادی الا تفسیر ناب رأفت و جود و رضا و حلم ز حق یار ضعیفان و عدوی ظلم و بیدادی الا یابن الشبیبت... گریه ها را هم خدایی کرد عجب سیر و سلوکی عارفانه یادمان دادی کلامت نور و کارت خیر؛ احسان عادتت باشد شما خزان علم و باب ایمان؛ روح اورادی توئی شمس الشموس و عالم آل نبی؛ کز مهر مکرر هر مریض لاعلاجی را شفا دادی خودت اذن ورود عاصیان را در حرم دادی کنون این «سائل» درمانده جوید از تو امدادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم بـه هــوای دل پـاک تـو بـه دریـا بـزنـم عـشـق یـعـنـی بـشـوم آهــوی آوارۀ تـو بـدهـم دل بـه صـدای خـوش نـقـارۀ تـو عـشق یعـنی طـپـش این دل بـارانی من لـطـف پـیـدای تو و گـریـۀ پـنـهـانی من و خدا خواست که از دست تو درمان برسد خواست تا عطر علیاش به خراسان برسد یا رضا گفتم و وا شد به نگـاهت گرهها چه خبرها که رسید از دل این پنجرهها یا رضا گـفـته و بینا شده چـشمان کسی یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت عشق در شوق سلامیست، سرِ ساعت هشت عشق در قلب قطاریست که از قم برسد در نمازیست که تا رکعت هشتم برسد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام رضا علیهالسلام
دلا! بکـوش که گـرم سـرودنـش باشیم خوشا که شاعر چشمان روشنش باشیم! در آستین خراسان، شکفته خورشیدیست بیا که ذرّهصفت، دست و دامنش باشیم خوش است، صبحدمی با کلید کوچک اشک به پشتِ پنجـرۀ رو به گـلـشـنـش باشیم حریم زادۀ موسی و رشک طور اینجاست بـیـا بـه ســایــۀ وادیّ ایـمـنـش بـاشـیـم امین حق که به مأمون، امان دهد، این است بیا من و تو هم؛ ای دل! به مأمنش باشیم اگر نشد که چو آهو به محضرش برسیم کـبـوتـرانـه بـیـا گِـرد مـدفـنـش بـاشـیم اگر نـشد که گـل دوسـتـی بـیـفـشـانـیـم بـیا که خار به چـشـمان دشمنـش باشیم بیـا به پهـلوی «این» پـارۀ تن لـولاک به یاد پهـلـوی «آن» پارۀ تـنـش باشیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام رضا علیهالسلام
بـا بـادهـا آرام و نـامـحـســوس مـیآیـد بوی خوشی از سمت و سوی طوس میآید هنگام تطهیر است و باید دل به دریا زد مـرداب تـا آغـوش اقــیــانـوس مـیآیـد خورشید در دست از حریمت باز میگردد آنـکه به پـابـوس تـو بـا فـانـوس میآیـد تیر و کـمان از دست هر صـیاد میافتد تا بچـه آهـویـی به سـوی طـوس میآید خورشید، سر در پیرهن، از سمت «پائین پا» هر شب سلامی میدهد، پابـوس میآید تسبیح در دست از دل «صحن عتیق»ات ماه هر صبح با «یا نور و یا قدوس» میآید دل کندن از دامان تو سخت است و زائر، باز از شهر تو با اشک و با افسوس میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
باز هم دربـدر شب شدم ای نور سلام باز هم زائـرتـان نیـستم از دور سـلام با زبانیکه به ذکرت شده مأمور سلام به سلیـمان برسد از طرف مـور سلام کاش سمت حـرمت باز شود پنجـرهها باز از دوریات افـتاده به کارم گرهها ننـوشـتـهست گـنهـکـار نیـایـد به حـرم پس بیـائید اگر خوب و اگر بد به حرم برسد خواهـش این نـالۀ ممتـد به حرم زود ما را برسانید به مشهـد، به حـرم مست از آنیم که از باده به خـم آمدهایم ما سـفـارش شـدهایم، از ره قـم آمدهایم یاد دادید به ما رنـج کـشـیدن زیـباست پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست پا برهنه شدن و جامه دریـدن زیباست بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست پیچـش قافـلۀ ما که به سوی نور است رگهای در دل فـیروزۀ نیـشابـور است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
در هجوم جذر و مد بیکسیها ساحلی صحـن تو دریا و عـالم قـطرۀ ناقـابلی چشم در چشم ضریحت عرض حاجت کردهام نیست بین بـنـده و ارباب اینجا حائـلی باز از کـارم گـره مثل همیـشه باز شد تا که دل بستم به بست شیخ حرّ عاملی آب سقاخانه بعدش هم غذای حضرتی من چه میخواهم دگر، بهبه چه عیش کاملی رو به گـنبد کنج گوهرشاد باران حرم آه با این وصف میماند مگر درد دلی کفش نه دل را به خدّامت امانت دادهام یا امـینالله! دل بسته به لطـفـت سائلی روزه و حج و زکات و خمس جای خود ولی جز ولای تو ندارم روز محشر حاصلی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
پـرچـم سبـزت مرا تا آسـمان بالا کشید نقش نامت را خدا بر صفحۀ دلها کشید دیدن صحـن و سرایت فخر اهل آسمان چونکه حق نقش رُخَت بر گنبد مینا کشید افتخار خاک بر عرش است قبر اطهرت گنبد زردت به هستی صحنهای زیبا کشید ذرهای بودم من و غـرق غـبار بیکسی مِهـر تو قـلب مرا تا جـنت اعـلاء کشید مِهر خوبان دو عـالم هدیۀ دیدار توست هرکه از تو دور شد فریاد واویلا کشید من کِه بودم که شوم از سائلان درگهت؟ رو به سوی تو دلم را مادرت زهرا کشید آفـتاب شرقی مشرق زمین شد مرقـدت عاشقان را سوی حق، این تربت والا کشید یا رضا جان گر تو خواهی حق شود از ما رضا حـب تو دلهـای ما را تا خدا بالا کشید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
نشـستم خـانۀ یـاد تو را در دل بـنا کردم خیالم را در آغوش حریم تو رها کردم: «رسیدم بر در باب الجوادت غرق حاجاتم برای هر کسی که خاطرم آمد دعا کردم گذشتم از تمام صحنها در صحن آزادی نشستم روبه روی گنبدت سجاده وا کردم نگاهم مست باران شد میان آفتاب صحن میان سجـدهها نام تو را تنهـا صدا کردم شـبیه قـطرهای دنـبال دریـا رفتم و رفتم خودم را بین آغوش پُر از مهر تو جا کردم نشـستم مثل عـاشقها، تـمامی دقـایق را هرآنچه داشتم قربان آن صحن و سرا کردم صدایی آشـنا آمد، دلـم را دسـت او دادم وجودم را پُر از عطر خوش نقارهها کردم دلم از لحظۀ دیـدار همراه کـبوترهاست دلی را که خودم با لطف و مهرت آشنا کردم» خیـالاتم برای رفع دلـتنگـیم کافی نیست برای دیدنت رفتم بلیطی دست و پا کردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
کار اعجاز تو را با چشم خود دیدیم ما از درخت سیب تو انگور هم چـیدیم ما ما کمی آغوش باز از محضرت میخواستیم درب را با نیـت دسـت تو بـوسـیدیم ما جام کوثر فرض کردیم آب سقاخانه را حکم می را داشت آن آبی که نوشیدیم ما نور تو گاهی به ما خورد و کمی سوسو زدیم بین این سـوء تـفـاهـمها درخـشـیـدیم ما این حرم جای گنهکاران بیکس نیز هست زائـرت هـستـیم یعـنی قـیـد تـأکـیدیم ما خادم این خانه نه، خاک در این خانهایم رخت عزت را در این درگاه پوشیدیم ما ذوقمـرگـان تمـاشـای گـل روی تـوأیم کـشـتۀ وصـلـیم ما، زنـده به امـیـدیم ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
میکـشانم سوی درگاه تو جان خسته را میگـشایم بر عطایت چشمهای بسته را میزنم پر با کـبـوترها به دور گـنـبـدت میکنم راهی به صحنت این دل بشکسته را میچکد از گوشۀ چشمم دمادم اشک شوق تا که میبیـنم رواق و گنبد و گلدسته را در میان سیل زوار تو همچون قطرهای رنگ میبازم که گیرم رنگ یک دلبسته را حرفهایم باتو بسیار است و بغضم در گلو اشکهایم یک به یک گوید غم سربسته را یک گره از کار من نگشوده هرگز دست خلق پیش تو آوردهام من قـفـلهای بـسـته را هر قدم در این زیارت با تو نجوا میکنم حـتم دارم بـشنوی این نغـمـه آهـسته را قلب خود را هدیه آوردم برایت یا رضا از کرامت کن قبول این چینی بشکسته را اهتزاز پرچـمت بر روی آن گـنـبد طلا گوئیا دست نوازش باشد این دلخسته را هیچکس غیر از تو در این شهر نشناسد مرا از سر خود وا مکن این عاشق وابسته را زائـرت اینجا خـریـداری ندارد غـیر تو کن سوا از بهرخود، این ازهمه بگسسته را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
با نگـاهِ لطفِ بیانـدازهات اعـجـاز شد بیسوادی در حرم آمد، غـزلپرداز شد میشود حس کرد لبخندِ خدا را در حرم هر زمـان آوایِ نـقـاره طـنـینانداز شد هر گرفتاری که آمد، دستِ خالی برنگشت یک توسل کرد و بعد از آن گرهها باز شد "خوش به حال آن کبوتر بچهای" که در حرم بالهایش را گشود و قسمتش پرواز شد شیعه مدیون است بر چشمانِ عالِمپرورت گـوشۀ چـشـمانِ تو شیخِ بهـاییساز شد مرکزِ ثـقـلِ دیار عشق تنها مشهد است "یا رضا جان" بر لب آمد، عاشقی آغاز شد از نگـاهِ مهـربان و نورِ الطافِ تو بود "آمدم ای شاه"، اگر زیباترین آواز شد زائرِ کـویِ تو ای شـاهِ خـراسان تا ابـد در کلاسِ بندگی، از دیگران ممتاز شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
هیچجا چون مرقدت با خویش راحت نیستم آمـدم زائـر بمـانم؛ فکـر حـاجت نیـستم خوب میدانم خودت آوردهای مشهد مرا من وگـرنه آنـقَـدَرهـم با لیـاقـت نـیـستم آب سقّاخانه کاسه کاسه مستم کردهاست رعیت خود را ببخش، اهل رعایت نیستم گـفـتهای آخر به داد زائـرانت میرسی قول تو قول است؛ پس فکر قیامت نیستم میشود با یک غذای حضرتی مهمان شوم؟ تا سخـنچـینان نگـویـند آشـنایت نیـستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
در طـوف کـعـبـۀ تو صـفا موج میزند در زمــزم تـو آب بــقــا مـوج مـیزنـد شاها! ز لطف توست که روز و شب این همه بـر آســتــانــۀ تــو گــدا مــوج مـیزنـد دست نـوازشت به سر زائرت گـواست اینجا عـطـا به روی خـطا موج میزند کس نارضا نرفـته از این آسـتان برون در چـشـم زائـر تو رضـا مـوج میزند دارالشّفاست کوی تو، جای شگفت نیست اینجـا اگـر که شهـد شـفـا مـوج میزنـد اینـجـا اگـر دعـا بـه اجـابـت نـمیرسـد تا عرش از چه دست دعـا موج میزند از هر دل شکسته صدا میرسد به گوش در این حـرم همیـشه صدا موج میزند با دست خـالی از حـرمت کس نمیرود تـا روی گـنـبـد تـو طـلا مـوج مـیزنـد کویت بهشت ماست که هرجا رویم باز در دیـده اشک حـسرت ما موج میزند دادی به «رستگار» هم اذن حضور را زآن بر لـبـش سـپاس خـدا موج میزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
تو کـیـستی شریک غـم اهـل عـالـمی در خـاک طـوس کـعـبـۀ اولاد آدمـی هرکس که بیکس است تویی یار و همدمش هر کس غریب شد تو بر او یار و همدمی با آنکه چار صحن تو از میهمان پُر است مهـمـاننـوازتـر ز کـریـمـان عـالـمی آن رازها که از همه پـوشـیده داشـتم تنها در این حرم به تو گفتم، تو مَحرمی تو حـجّ دائـم فـقـرایـی، تـو کـعـبـهای تو مروه، تو صفا، تو مقامی، تو زمزمی من کیستم ز معصیت از خار، خارتر تو کـیـسـتی عـزیـز رسـول مکـرّمی بازم بخوان به پیش که من ذرّهام تو مهر وصلم نما به خویش که من قطره تو یمی گـیرم به هیچ هم نخـرد هیچکس مرا تنـهـا تویی تویی که خـریـدار میثمی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
ایکـاش که خـاک ره زوار تو بـاشـم تـا آنکه مـقـیـم تـو و دربـار تو بـاشم ایکاش که مثل همه در مشهد قدست مـهـمـان حـریـم تـو و زوار تو بـاشـم بر گـنـبـد و گـلـدسـتۀ تو چـشم بدوزم با شـوق «تمـاشایی گـلزار تو باشم» ای کوثـر رأفت! به زلالی تو سوگـند چون تـشنهلـبان، تـشنۀ دیدار تو باشم یک لحظه رهایم مکن ای کعـبۀ امـید آزادیام این است گـرفـتـار تو بـاشـم تا آن که نصیبم بشود نور تو، ای کاش چون آینـهها، نقـش به دیـوار تو باشم وقـتی که طـبیب دل بـیـمار تو بـاشی من صحتم این است که بیمار تو باشم نیکوست که با وعدۀ تو، در سفر مرگ دلـبــاخـتـۀ دیــدن رخـسـار تـو بـاشـم بگـذار که مـانند «وفایی» هـمۀ عـمر سیراب ز سرچـشمۀ سرشار تو باشم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
آشفتهتر از من کسی در بین مردم نیست پیداست در اینجا کسی جز من چنین گم نیست دورم نکن از خود؛ بیا آتش بزن جان را این استخوانها در حد یک مشت هیزم نیست؟ تا عـشق تو جا در دلـم وا کرد فهـمـیدم هرگونه عشقی بی تو جز حس توهّم نیست تا دارمت حتی به حاتم رو نخواهم زد آنجا که دریا هست پس جای تیمم نیست جـلـد حــرم بـودن دلـیـل بـهـتـری دارد چـشم کـبوتـرهای تو دنـبال گـندم نیست وقتی که چـشم پنجـره ابریست یعنی که فـولاد هم اینجا درونش بی تـلاطم نیست بیـهـوده دنـیا رو نمیگـردم که درمـانم، در نسخهای غیر از بلیط مشهد و قم نیست شیراز، مشهد، قم، مسیر مطلع الشمس است ایران به غیر از خانۀ خورشید هفتم نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام و گرامی داشت دهه کرامت
ناگهان نوری به سویم آمد، از شب رد شدم چشم دل را باز کردم، وارد مشهد شدم ظرف خـالیام دویده در پِی احـسان تو یا علی موسَیالرِّضا! دست من و دامان تو قُـلّۀ کـوه وقـارت مـعـدن الـماسهـاست گنبد زرد تو خورشید دیار فارسهاست بال و پرهای خیالم در هوایت رُشد کرد کودکیهایم کنار حوضهایت رُشد کرد قطرهای از اَبرِ مِهرت چشمهسار رحمت است آب سقّـاخـانههای تو شراب جـنّت است مِلک قلب عاشقان دربست، تحتِ رَهن توست بابِ حاجات همه بابالجَواد صحن توست دسـتـمـال اشک را با تـربـتت آمیـخـتـم گریههای مادرم را در ضریحت ریختم پنجـره فـولاد تو اعـجـاز را آغـاز کرد نُطق طفـل لالِ مـادرزادِ ما را باز کرد میتـوانی جـسمِ بیجـان مرا احـیا کـنی در رواقت گُم شوم، شاید مرا پیدا کنی! سَرخوشیِ تازهای دادی سَرِ پیـری مرا مثل کَفشِ کُهنهای تحویل میگیری مرا کـولـۀ سنـگـیـنـی از بـار گـنـاه آوردهام "بر امام مـهـربـان خـود پـنـاه آوردهام" تار و پود فـرشهایت را مَرمَّت میکنم این سه شب اندازۀ سیسال خدمت میکنم عـاقـبت پـرونـدۀ تـفـسیرها مختومه شد باطن هر یا رضا، یا حضرتِ معصومه شد مشهد و قم تا ابد بانیِ خوشنامی ماست این دو خطّه برکت ایران اسلامی ماست در دل ما عشق این خواهر برادر را ببین حُکمرانی کردنِ موسیبنجعفر را ببین مـورِ ناچـیزم، به دربـار سلـیـمـان آمدم دستبوسی، محـضرِ شاه خراسان آمدم آه! درد لاعــلاج تـو مـرا بـیـمـار کـرد روضۀ یَابْنَ الشَّبیبت چشم من را تار کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
مگر در ساعت رفتن دلم جا مانده بود اینجا؟ که از پی کفشدارانش مرا خواندند زود اینجا سلامم را که پیش از لب گشودن در جواب آمد؟ دخیلم را چه کس پیش از گره بستن گشود اینجا؟ نمازم را که پیش از بستنِ قامت، امامت کرد؟ دعایم را که پیش از عرض حاجتها شنود اینجا؟ چو خیل زائران خاکیاش در آمد و شدها ملک شانه به شانه در فرود و در صعود اینجا ولایت چشمهای دارد که در این خانه باید دید کرامت معدنی دارد که باید آزمود اینجا هدایت کوکبی دارد، از این مشرق شده طالع نبّوت موکبی دارد که میآید فرود اینجا تو در بازار دل چشمی مهیّا کن چه میدانی به هر آئینه چندین جلوه خواهد رو نمود اینجا؟ تو همّت خواه از این سلطان که در حاجترواییها ازل را تا ابدها نیست رنگِ دیر و زود اینجا قرار اینجاست، یار اینجاست، کار اینجاست، بار اینجا کرم اینجاست، لطف اینجاست، فضل اینجاست، جود اینجا چنان جانهای پاک انبیا صف بسته بر این در که آدم دارد از خاتم تقاضای ورود اینجا مسیح اینجا، کلیم اینجا، خلیل اینجاست، نوح اینجا شعیب اینجاست، شیث اینجاست، لوط اینجاست، هود اینجا منم مور و سلیمان هم به لطفش کرده مهمانم وگرنه من که میدانم که جای من نبود اینجا مگر شمعی شوم در گوشهای از این حرم، گریان که جز با اشکِ عجز، آئینهای نتْوان فزود اینجا شفایم میدهی با دستهای روشنت، آنجا به خاکت میتپد گلهای اشکِ من، کبود اینجا هزار آئـیـنه آوردم به سودای بهـارانش ولی یک غنچه لبخندش مرا از خود ربود اینجا خلائق را نسیم روضۀ «دارالسلام» این در ملائک را ز ابواب زمین «باب السجود» اینجا ببین حج تمام اینجا، نماز اینجا، امام اینجا طریقت را عماد اینجا، شریعت را عمود اینجا کلید خانۀ سبزِ بهشتت در کف است ای دل توان در مدح اهلالبیت اگر بیتی سرود اینجا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
ای حصن محکم! شرط ایمان را عوض کردی تفسیرهای سست قرآن را عوض کردی جـز بـا دعـای تـو یـقـیـن دارم نـمیآمـد ای آسمان! تصمیم باران را عوض کردی حتی به اشک شیعـیان خود جهت دادی گفتی حسین؛ آنگاه جریان را عوض کردی گـفـتی حـسین و آتـشی بر جان او افـتاد گفتی حسین و حال رَیّان را عوض کردی پیش از تو بوی تـربت از ایران نمیآمد تا آمدی عطر خراسان را عوض کردی راحت میآید محضرت شاعر معذب نیست مولای من! تعریف سلطان را عوض کردی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
دیشب به سـرم بـاز هـوای دگـر افـتـاد در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد چـشـمم به ضـریحِ شـه والاگـهـر افـتاد این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد این قبر غریبالغربا خسرو طوس است این قبر مغیثالضعفا شمس شموس است خاک در او، مرجعِ ارواح و نفوس است باید ز ره صدق بر این خاک در، افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد این روضۀ پر نور، به جنت زده پهـلو مغز ملک از عطر نسیمش شده خوشبو بـشـنـیــد نـســیـم ســحــری رایـحـۀ او کز بوی بهـشـتـیـش چنین بیخبر افـتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد حوران بهشتی زده اندر حـرمش صف خیل ملک از نور، طبقها همه بر کف شاهان به ادب در حرمش گشته مشرّف اینجاست که تاج از سر هر تاجوَر افتاد با آل عـلـی هـر که در افـتـاد، برافـتـاد اولاد عـلـی شـافـع یـوم عـرصــاتانـد دارای مـقـامـات رفــیــعُالـدّرجــاتانـد در روز قـیـامت همه اسـباب نجـاتاند ای وای بر آنکس که به این درّه، درافتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد کام و دهـن از نام عـلی یافـت حـلاوت گل در چمن از نام عـلی یافت طراوت هر کس که به این سلسله بنمود عداوت در روز جـزا جایگـهـش در سَقَر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد هر کس که به این سلسلۀ پاک جفا کرد بد کرد، نفهـمید، غـلط کرد، خـطا کرد دیدی که یزید از ستم و کینه چهها کرد آخر به درک رفت و به روحش شرر افتاد با آل عـلـی هر که در افـتـاد، برافـتـاد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
نسوزد تا که دل، چشمی به عالم تر نمیگردد نبارد تا که ابری، نخل بارآور نمیگردد ملاک خاتـمـیت قـابلیت هست انسان را وگرنه هر یـتـیم مکه پیـغـمبر نمیگردد اگر بارد ز ابر آسمان هر روز و شب باران لیاقت گر نباشد، قطرهای گوهر نمیگردد ز هر ساقی مکن خواهش که می در ساغرت ریزد که هر ساقی به عالم ساقی کوثر نمیگردد به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن کز این در هیچکس با دست خالی بر نمیگردد میسّر گر نشد لطفش برو خود را ملامت کن که کملطفی ز اولاد علی باور نمیگردد
: امتیاز
|
























